۱۳۸۸/۱۱/۱۱
 

چه زود دل‌زده می‌شوم تازگی‌ها. چه همیشه دلم یک موسیقی تازه‌ می‌خواهد و چه همیشه ولع خواندن یک متن تازه‌ی خوب دارم و چه دلم گردش‌های تازه می‌خواهد و آدم‌های تازه‌ی خوب حتا...
خواستم بگویم دلم خبر تازه می‌خواهد هم، که دیدم کم نیستند خبرها و مرده‌شور تازه و کهنه‌شان را ببرد.
می‌ترسم فراموش کنم خودم را. مرتب میان شلوغی‌ها که کم نیستند هم،‌ دنبال خودم می‌گردم. یعنی این‌طور بگویم که یک‌هو به خودم می‌آیم و خودم را نمی‌بینم، بعد دست‌پاچه شروع می‌کنم تکه‌تکه خودم را جمع کردن.  
دلم یک کارت پستال می‌خواهد. رنگی‌رنگی. بخرم فردا.